روز 28 شهریور ماه مراسمی در سالن تبلیغات اسلامی برگزار با عنوان جشنواره مطبوعات که اگر از حق نگذریم مراسم جمع و جور و خوبی بود که اگر بطور مطلوب برگزار شد به پاس تجربیات روابط عمومی ارشاد و همکاری دست اندر کاران تاتر قزوین بود که معمولا کمترین توجه توسط مسئولان به آنها میشود.این مقدمه را نوشتم تا ادای دین کرده باشم به همه دست اندر کاران برنامه . ولیکن حضور مظلومترین قشر جامعه از دید تعریف کارشان بعنوان یک شغل برایم یک افتخار بود گر چه خودمان وضعیتی بهتر از آنها نداریم ! چند نکته بیشتر نظر مرا جلب کرد اول اینکه میانگین سنی افرادی که بعنوان خبرنگار و نویسنده مطبوعاتی در این برنامه شرکت کرده بودند تقریبا بین 20 تا 25 سال بود که خود نشانگر این است که اگر کسی بخواهد به زندگی خود سرو سامانی بدهد این شغل آینده ندارد و فقط میتواند چند صباحی در این رشته و حرفه فعالیتی کرد و بعد عطایش را به لقایش ببخشند. اگر خبرنگار دغدغه تامين زندگي خود را نداشته و از سويي زمينه لازم براي فعاليت آن فراهم باشد و بيش از اندازه تحت فشار قرار نگيرد، به طور قطع به فعاليت خود ادامه خواهد داد؛ متاسفانه خبرنگاران ما براي گذراندن امور خود مجبورند در چند روزنامه و خبرگزاري همزمان فعاليت كنند و حتي برخي از آنها مشاغل خارج از حيطهي روزنامهنگاري دارند، بنابراين اين عوامل سبب ميشود خبرنگار نه تنها به حرفهيي شدن نينديشد، بلكه ترجيح ميدهد شغلي را پيدا كند تا در آن دغدغهي خاطر نداشته باشد.در استان قزوین نیز به همین علت و علتهای دیگر عملا خبرنگار حرفه ای که بتواند خبر های چالش برانگیز تهیه کند کم باشند گر چه ایمان دارم همین تعداد خبرنگارانی که در استان ما هم فعالیت دارند نه به علت مادی بلکه بدلایل کاملا غیر مادی قلم میزنند. گر چه ذکر این نکته ضروری باشد که هستند کسانی که خود را بعنوان حرفه اي معرفی میکنندولی، سابقه مطبوعاتي طولانيمدتی كه بايد سالهاي زيادي را در كوران حوادث سياسي، اجتماعي زحمت كشيده و کسب کرده باشند، ندارند و فقط بهدليل نقد و انتقاد شخصيتهاي سياسي، حرفه اي ناميده شدند. از منظر دیگر حضور مسئولان شهر برایم جالب بود از آندسته از مدیران که در حوزه ارشاد و به نحوی پست مدیریت شان به نظارت به مباحث مطبوعاتی و رسانه مربوط بود که بگذریم جای خالی مدیران دستگاههای اجرائی دولتی استان و مدیران روابط عمومیشان محسوس بود .همانهایی که در طول سال دست به دامن همین خبرنگاران میشوند تا یا اقداماتی را که انجام میدهند را پوشش خبری دهند و یا آنکه بتوانند کم کاری و یا ... خود را لاپوشانی کنند . همانهایی که حاضرند برای اینکه عملکرد خود را در بوق و کرنا کنند هزینه های میلیونی کنند تا شاید بتوانند نه برای رضای خدا و یا اطلاع مردم که خود مردم معمولا بهترین داورند و عملکرد هر مسئولی را به خوبی درک میکنند بلکه برای طی کردن پلکان ترقی خود دست به هر رپرتاژ و .. بزنند . مدیران و مسئولین روابط عمومی دستگاههای استان که این مواقع هم نمیشنوند و هم نمی بینند. خود که سالها در عرصه روابط عمومی فعالیت کرده ام میدانم که روابط عمومی بدون اصحاب رسانه یعنی هیچ . خالی بود جالی روابط عمومی هایی که برای کوچکترین مهمانی که از وزارت متبوعشان از مرکز میآید هدایای خوبی همیشه خوش نشین صندوق عقب خودرو آقایان است از باقلوای قزوینی تا پسته و دیگر مخلفات. همین آقایان میتوانستند با هدیه کوچک و یا به هر نحوی که میتوانستد در این مراسم سهیم باشند . نمیدانم شاید توقع من زیاد است شاید ولی چگونه وقتی میخواهیم از شغل خبرنگاری را تعریف کنیم خبرنگاران دیدبانان جامعهمیدانیم و برخی از آنها به عنوان تخریبچیان میدان مین جنگ فرهنگی نام میبرند! اما با همه این تعریف و تمجیدهایی که تنها در همین هفدهمین روز از ماه گرم تابستان هر سال تکرار میشود، باید گفت که همکاران خبرنگاران انسانهای صادق، مجاهد، سخت کوش و بیمنتی هستند که آرزویشان سر بلندی اسلام و ایران عزیز است
