امروز خبر نسبت به مدت مشابه سال گذشته؛طلاق 13 درصد در قزوين افزايش يافت را در سايتهاي خبري ديدم.
خوب براي من كه در اين شهر زندگي ميكنم - خيلي ناراحت كننده است شهري كه روزي جز بهترين شهرهاي ايران و جزء شهرهای مذهبی بوده و همین الان هم ادعا میکنند که هست - بايد از نظر فرهنگي به اين وضعيت درآيد.یاد حرف آقای استاندار در هفته قبل افتادم که گفته برای بهبود وضعیت فرهنگی باید حوزه های علمیه را گسترش دهیم. معتقدم در حل معضلات اجتماعی باید تمام وجوه آن را تحت بررسی قرار دهیم.
خیلی از ما ها، شاید به جرات بگویم که همه ما به نیت زندگی کردن ازدواج می کنیم نه با قصد طلاق ! در واقع همه ما حداقل رویای زندگی آرامی در کنار همسرمان را داریم ولی برای رسیدن به چنین هدف والایی اغلب هیچ کاری نمی کنیم . گاهی وقتها فکر میکنم که برای انتخاب یک لباس مهمانی بیشتر وقت می گذاریم تا انتخاب شریک باقی عمرمان ! این را از روی هوا نمی گویم . وقتی می بینم که افراد اقدام به ازدواج می کنند قبل از اینکه حتی به بلوغ فکری رسیده باشند و یا طلاق می گیرند بدون آنکه ذره ای از جان و دل برای حفظ زندگیشان تلاش کرده باشند ، وقتی که متوقعانه می خواهند دیگری آنطوری شود که او انتظار دارد بدون نشان دادن کوچکترین انعطافی از خود و…می پاشد.زندگی ها از هم می پاشد و من از اینهمه غفلت و نا آگاهی در عجبم !!!
قطعان بعضي از خواندگان خواهند گفت: البته افراد اين امار منتشره حتمان قزويني نيستند و غير بومي اند و متعلق به شهرهاي اطراف .
تا كي بايد با اين جوابها دل خودمان را خوش كنيم-چرا هنوز متوليان شهري ما به خودشان نيامدهاند كه بايد فكري براي جوانهاي اين شهر كرد.
انطور كه شنيدم - ۱۴ شهرك صنعتي در حال ساخت در استان داريم - اين امار قطعان هزاران نيروي كار وارد استان خواهد كرد - اين فشار جمعيت - نياز به برنامه ريزي شهري دارد.ولي هنوز شهر من همان شهر ۲۰ سال گذشته است.من كه نميدانم اين مسائل رو چه مسئولي بايد حل كند . فقط تقصير را گردن ساقدوشا نياندازيد.بجاي برنامه ريزي شهري فقط فكر جناح بنديهاي سياسي هستند و نگهداشتن پست- كاش ميشد گروه خبري صدا و سيما بجاي به دنبال استاندار رفتن و تصوير چپ راست گرفتن از مسئولين - كمي هم از مردم ميگفتند.
ولي قطعان مسئولين محترم شهرمان بايد بستر اجتماعي مناسب اماده كنند تا خانواده بعنوان نهاد پايه اي اجتماع مستحكم شود- خانواده مستحكم رو چند روز ناچاران با پسر سه سالم ديدم- ديدم كه چطور شرك و فيونا بعد از سه قسمت هنوز دلداده همند.....

ببخشيد همين الانه كه اين حاج خانم ما صدا كنه - بسه خسته نشدي(جالبه خودش مهندس نرم افزاره ولي خونه من نديدم يه بار بشينه پاي اينترنت) گفتم خانواده - احتمالان اين وبلاگ نويسي باعث بيرون شدن من از خانه خواهد شد.انقريب-
+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت
0:15 |