تبليغاتX
نیمه راه

 زمانه ما نه دي وي دي بود و نه دانلود فيلم از اينترنت- يادم  مياد توي پاساژ علوي در سه راه خيام مغازه (دود سال ۵۹)فيلم ويدئوئي بود كه فيلم و ويدئو كرايه ميداد و از انجائيكه خانه ما نزديك سه راه خيام بود. با دوستم ميرفتم پشت شيشه مغازه و تيكه فيلمهايي كه صاحب مغازه براي چك كردن توي ويدئو مي گاشت رو نگاه ميكرديم- ... يا وقتي دستگاههاي كوچكي آمده بود كه با باطري كار ميكرد و با ۵ ريال ميشد حدود سه دقيقه فيلم ديد. اما سينماي من ""مهتاب""

چند روز پيش كه از خيابان طالقاني رد شدم ديدم سينما مهتاب رو دارند تعمير ميكنند...

يادا آنروز هايي كه براي رفتن به سينما مادرم از صبح جمعه تا ساعت ۲ بعداز ظهر عين دو تا نوكر از من و برادر كوچكم كار ميكشيد تا ظهر ۵ تومان به ما بده بريم فيلم مورد علاقه مون رو ببينيم - و وقتي پول را ميگرفتيم از ذوق تا خود سينما ميدويديم....

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 20:19 |
امروز مطلبي رو خوندم كه عمران صلاحي طنز پرداز كشورمان پيشنهاد كرده بود به دلايلي پیشنهاد كرده بود  قزوین شهر طنز ایران نام گیرد- البته ايشان دلايل خود را نوشته بود ولي بنده هم با پيشنهاد ايشان كه موافقم هيچي - چند تا دليل به دلايل ايشان براي انتخاب قزوين به عنوان شهر طنز پيشنهاد مينمايم.)اين نظر بنده است و سايت بلاگفا هيچ گونه مسئوليتي در اين زمينه ندارد!!!!)

و دلايل بنده:

شهريست كه دو نام براي كليه خيابانها و ميادين وجوددارد- مثل سبزه ميدان و خيابان آزادي-خيابان خيام و آيت اله سعيدي- خيابان كورش و شهيد انصاري و ....

شهري كه بقول شهردارش براي عابران پياده امن نيست!!!!!!

شهري كه در زمين صاف - بلوار جديد الاتاسيس كج ساخته ميشود(بلوار سورتك)

شهري كه از زبان بومي خودش گريزان است.(هر وقت تلويزيون بخواهد لودگي كند از لهجه قزويني استفاده نمايد.

شهري كه از خيابان دانشگاه تا انتهاي مينودر كلان ۵ تا مسجد ندارد.

شهري كه همشون ادعاي سياسي بودن ميكنند.

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 21:3 |

چند وقت است سعادت دوستی با یکی از هنرمندهای شهرمان در رشته موسیقی را پیدا کردم. ایشان نوازنده تار است و بسیار فرد دوست داشتنی ....

در این مدت توانست به نوعی بنده را محاب نماید تا به کار موسیقی و فراگیری تار بپردازم . از خدا که پنهان نیست از خوانندگان وبلاگ چه پنهان . از آنجا که در کشور ما مبحث موسیقی در حوزه فقه بشدت مورد بحث است . شاید تنها کشوری هستیم که آلات موسیقی درگیر تورم است و نرخ سازهای موسیقی هر ساله افزایش چشمگیری میبابد.

این دوست خوب بالاخره کار خودش را کرد و بنده هم یکعدد تار خریدم. البته نتوانستم قیمت واقعی آن را به حاجیه خانم بگویم . وقتی قیمت را پرسید بنده ۳۵ درصد قیمت خریداری شده را که اعلام کردم کلی سخنرانی در وصف این عمل اسرافکارانه بنده ایراد نمودند( با اندکی تلخیص).بنده  هم تصمیم کرفتم دیگر ۷۵ درصد باقی مانده را اعلام ننمایم تا کانون خانواده دچار گسیختگی نشود.

 و امابعد....

در تابستان ۸۷ که باتفاق اهل و عیال و فامیل عیال رفتیم تبریز (خداوند قسمت شما هم بکند)در موزه قاجار تبریز یک موضوع مرا میخکوب کرد - در یکی از قسمتها که به عنوان موسیقی دانهای تبریز ایجاد شده بود . فقط بیوگرافی و مستندات یک شخص موجود و معرفی شده بود- حدس بزنید آن شخص چه کسی بود.....

اقبال آذر یا همان ابوالحسن قزوینی. شاید جالب باشد بدانید اقبال  آذر که عمر او  به یک قرن رسید - قزوینی بودو جز مفاخر موسیقی ایران است .  و جالبتر اینکه تصویر پاسپورت اقبال آذر جز مدارک موجود در موزه بود - و در آن هم قید شده بود محل تولد اقبال در قزوین .خب ما قزوینی ها عادت داریم غاز ها را بفرستیم خانه همسایه- عارف که در قزوین و اقبال در تبریز و خیلی آدمهای دیگه که مجال نیست به آن بپردازیم.یادم آمد در سالهای گذشته یادداشتی از بنده در ستون پیامهای شما روزنامه ولایت درج شد که در آن پیشنهاد کرده بودم - به نوعی مزار عارف از همدان - که انصافا در شان آن مرد بزرگ نیز نیست به قزوین منتقل و محلی شود قابل توجه(همانند انتقال نیما به یوش)- هفته بعد از ان کسی در جوابیه من چنان به عارف تهمت های فلان و فلان و فلان زده بود که ایشان چون فلان است اصلان نباید به آن توجه کردو از این مزخرفات....

 زندگی اقبال آذر را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 9:42 |

روز شانزدهم مهر ماه زير صفحه سر رسيدم نوشته روز جهاني كودك.البته شايد ما پدر و مادر ها باورمون اين هست كه همه روز ها روز كوك و متعلق به انها است . كودكان امروز كه پدر و مادر حسابي در اختيارشون هستند- ولي اگر به كودكانمان نگاه كنيم - ميبينيم بمناسبت اين روز توقعي زيادي ندارند.

گرچه خيلي هم رسم نيست در كشور ما روز كودك گرامي داشته شود - فقط در حد تحليل شخصيت كودكان در جرايد و شايد كمي هم در رسانه هاي ديداري و شنيداري كشور مان.

وقتي به كودكي خودمان نگاه ميكنم - ميبينم چقدر ساده و بي الايش گذشت - نه خبري از چيپس و باستيل و پلي استيشن بود و نه خبري از جشن تولد و با پدر مادر رستوران رفتن.يادم مياد خيلي رسم نبود توي خانه ها نوشابه سر سفره باشد. وقتي پدرم اسكناس پنج توماني و دو تاوماني در اختيارم ميگذاشت تا براي اينكه مهمان داشتيم - چند تا نوشابه از بقال محل بگيرم -   آخ ازذوق تا خود بقالي ميدويدم.برگشتن چند تا شيشيه نوشابه كانادادراي توي دستام - چقدر كيف ميداد....

يا وقتي توي تابستان يه ريز توي كوچه بوديم و تيله بازيو هفت سنگ و گل كوچك و وسطي و زو - خرپليش و  سك سك و خيلي از بازيهاي ديگر كه اسمشون يادم نيست . ديگه الان پدر و مادر ها حتي اجازه نميدهند فرزندانشان توي كوچه قدم بزنند چه برسد به بازي. كل ذوق من بعد از خستگي بازي كه هميشه تا حدي كه نور خورشيد اجازه ميداد بازي ميكردم - نون بربري و پنير بود ---(خداي من الان كه يادش ميافتم دلم آب ميره).بمناسبت روز كودك دو تا هديه از فروشگاه كانون پرورش فكري  كودكان و نوجوانان (‌خدا موسسش را قرين رحمت كند!!!!)گرفتم. تقريبان يكساعت و بيست دقيقه دوام داشت - از بس كيفيت اجناس بالاست.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 و ساعت 0:29 |

امروز خبر نسبت به مدت مشابه سال گذشته؛طلاق 13 درصد در قزوين افزايش يافت را در سايتهاي خبري ديدم.

خوب براي من كه در اين شهر زندگي ميكنم - خيلي ناراحت كننده است شهري كه روزي جز بهترين شهرهاي ايران و جزء شهرهای مذهبی بوده و همین الان هم ادعا میکنند که هست - بايد از نظر فرهنگي به اين وضعيت درآيد.یاد حرف آقای استاندار در هفته قبل افتادم که گفته برای بهبود وضعیت فرهنگی باید حوزه های علمیه را گسترش دهیم. معتقدم در حل معضلات اجتماعی باید تمام وجوه آن را تحت بررسی قرار دهیم.

خیلی از ما ها، شاید به جرات بگویم که همه ما به نیت زندگی کردن ازدواج می کنیم نه با قصد طلاق ! در واقع همه ما حداقل رویای زندگی آرامی در کنار همسرمان را داریم ولی برای رسیدن به چنین هدف والایی  اغلب هیچ کاری نمی کنیم . گاهی وقتها فکر میکنم که برای انتخاب یک لباس مهمانی بیشتر وقت می گذاریم تا انتخاب شریک باقی عمرمان ! این را از روی هوا نمی گویم . وقتی می بینم که  افراد اقدام به ازدواج می کنند قبل از اینکه حتی به بلوغ فکری رسیده باشند و یا طلاق می گیرند بدون آنکه ذره ای از جان و دل برای حفظ زندگیشان تلاش کرده باشند ، وقتی که متوقعانه می خواهند دیگری آنطوری شود که او انتظار دارد بدون نشان دادن کوچکترین انعطافی از خود و…می پاشد.زندگی ها از هم می پاشد و من از اینهمه غفلت و نا آگاهی در عجبم !!!

قطعان بعضي از خواندگان خواهند گفت: البته افراد  اين امار  منتشره حتمان قزويني نيستند و غير بومي اند و متعلق به شهرهاي اطراف .

تا كي بايد با اين جوابها دل خودمان را خوش كنيم-چرا هنوز متوليان شهري ما به خودشان نيامدهاند كه بايد فكري براي جوانهاي اين شهر كرد.

انطور كه شنيدم - ۱۴ شهرك صنعتي در حال ساخت در استان داريم - اين امار قطعان هزاران نيروي كار وارد استان خواهد كرد - اين فشار جمعيت - نياز به برنامه ريزي شهري دارد.ولي هنوز شهر من همان شهر ۲۰ سال گذشته است.من كه نميدانم اين مسائل رو چه مسئولي  بايد حل كند . فقط تقصير را گردن ساقدوشا نياندازيد.بجاي برنامه ريزي شهري فقط فكر جناح بنديهاي سياسي هستند و نگهداشتن پست- كاش ميشد گروه خبري صدا و سيما بجاي به دنبال استاندار رفتن و تصوير چپ راست گرفتن از مسئولين - كمي هم از مردم ميگفتند.

ولي قطعان مسئولين محترم شهرمان بايد بستر اجتماعي مناسب اماده كنند تا خانواده بعنوان نهاد پايه اي اجتماع مستحكم شود- خانواده مستحكم رو چند روز ناچاران با پسر سه سالم ديدم- ديدم كه چطور شرك و فيونا بعد از سه قسمت هنوز دلداده همند.....

ببخشيد  همين الانه كه اين حاج خانم ما صدا كنه - بسه خسته نشدي(جالبه خودش مهندس نرم افزاره ولي خونه من نديدم يه بار بشينه پاي اينترنت)  گفتم خانواده - احتمالان اين وبلاگ نويسي باعث بيرون شدن من از خانه خواهد شد.انقريب- 

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 و ساعت 0:15 |


Powered By
BLOGFA.COM