تبليغاتX
نیمه راه
عبيد زاكاني از بزرگترين و شايد سردمداران طنز فارسي است - اين بزرگ مرد در دوران خود شايد بتوان گفت نابغه اي بوده كه به زبان طنز توانسته است حزفهايس زيادي بزند.ولي در شهر ما عبيد به طنزش معروف نيست ..

عبيد زاكاني در قزوين به حليمش معروف است . باور نداريد- ميتوانيد خودتان بررسي كنيد- البته قطعان اين امر حاصل قدر شناسي و اهميت به مشاهير قزوين از سوي شوراي شهر و متوليان شهري مانند اداره كل ارشاد اسلامي است  است .

عبيد را همه ايراني ها كم و بيش ميشناسند- ولي در قزوين شايد فقط نامش را خيلي ها شنيده باشند-مجال نوشتن نيست. همین خيابان عبيد كه جز خيابانهاي قديمي شهر ماست دارد با ساخت و ساز از بين ميرود

اين هم لينك دانلود پي دي اف موش و گربه عبيد زاكاني

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 20:9 |

امروز در تيتر روزنامه ايران – كه كمي تا حدودي هم تريبون تبليغي دولت  است ، يك تيتر مرا به خود جلب كرد: طرح ازدواج نيمه مستقل جوانان.

همانگونه كه بارها شنيده ايد به علت هاي مختلف منجمله اقتصادي و علل ديگر سن ازدواج در ايران افزايش يافته و اين خود باعث دگرگوني هاي خاصي در جامعه شده است. طبق آماري كه در همان روزنامه نوشته شده بود  اعلام گرديده كه پانزده ميليون جوان درانتظار ازدواج هستند-اين امار واقعان وحشتناك است – تصور كنيد با ازدواج اين 15 ميليون نفر ( كه فقط مربوز به آمار  امسال است)ما نياز به تعداد 7.5 ميليون واحد مسكوني داريم – در حاليكه در حال حاضر هم سه و نيم ميليون خانه در كشور كمبود وجوددارد- يعني سه و نيم ميليون خانوار در كشور در رسته پر افتخار مستاجري در حال زندگي هستند. در اين طرح كه ظاهرا از طرف سازمان  ملي جوانان ارائه شده است – باتوحه به مشكلات جوانان در زمينه هاي محتلف اقتصادي و ... تا دو و يا سه سال پس از ازدواج ميتوانند در خانه هاي پدر و مادر خود زندگي كنند....

البته ظاهرا اين طرح از تراوشات فكري كلي كارشناس سازمان  ملي جوانان  است و آنهم با كلي فكر كردن. بايد به ايشان دست مريزاد بگوئيم- و بايد گفت برادران تصميم گيرنده،  اين قضيه الان چند ساليست در كشور انجام ميشود بدون اينكه طرح و يا برنامه هاي در اين زمينه تدوين شده باشد .آيا واقعان چاره مشكلات ازدواج اين است – قطعان فقط مشكل مسكن نيست كه جوانان با آن دست و پنجه نرم ميكنند- بلكه اشتغال يكي از مهمترين دغدغه هاي نه تنها جوانان بلكه از كار بيكار شدگاني است كه نيروي جواني خود را در سالهاي پيش گذرانده اند.

ايجاد اشتغال چه برنامه اي نياز دارد. فرض كنيد اين 15 ميليون جوان بخواهند تشكيل خانواده دهند- اگر فرضان تنها 2 ميليون از اين آقا پسر ها دنبال كار بگردند. فرضان  از شركت آبگينه وافع در شهر صنعتي قزوين با دو هزار نفر پرسنل كه شايد از با ثبات ترين شركتهاي شهر صنعتي است بايد از آن به تعداد 1000 عدد در سال ايجاد شود كه بتوان فقط اين تعداد را به كار گمارد.احتمالان دوستان سازمان ملي جوانان سوراخ دعا را گم كرده اند. ياد حكايت مثنوي معنوي افتادم كه:

این داستان در دفتر چهارم آمده است که در آن شخصی در زمان استنجا (شستن خود در دستشویی) می‌گفت: «اللهم ارحنی رائحة الجنه» یعنی خدایا بوی بهشت را به من برسان. به جای این که بگوید: «اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین» یعنی خدایا مرا از بازگشت‌کنندگان و پاکان قرار ده. دعای اول دعای استنشاق است یعنی زمانی که در آبدستان (وضو) بینی خود را می‌شویند.

بخوانيد:

شخصی به وقت استنجا می‌گفت «اللهم ارحنی رائحة الجنه» به جای آنک «اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین» کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت. عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت:

 آن یکی در وقت استنجا بگفت -------------- که مرا با بوی جنت دار جفت

گفت شخصی خوب ورد آورده‌ای --------------- لیک سوراخ دعا گم کرده‌ای

این دعا چون ورد بینی بود، چون ------------- ورد بینی را تو آوردی به .ون؟

رایحه‌ی جنت ز بینی یافت حُر ---------------- رایحه‌ی جنت کم آید از دُبُر

از پی سوراخ بینی رست گل ---------------- بو وظیفه‌ی بینی آمد ای عُتل

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 19:55 |

در همه این سالها ستاد اقامه نماز با هزینه های دولتی توانسته است فعالیتهای زیادی بنماید- مننمیدانم که هدف از تشکیل این ستاد نزد موسسین چه بوده است ولی میدانم - مادری که باید در منزل به کار تربیت فرزندن بپردازد - از صبح تا غروب در محیط کار خارج از خانه مشغول فعالیت است و از طرفی دیگر باید سالانه صرف هزینه کنیم تا رسانه ای دیداری و شنیداری به فرزندانمان توصیخ نمایند که نماز بخوانند - فرزندانی که تنهادر خانه هستند

 اشتغال تمام وقت مادران به طور قطع تاثیر نامطلوب عاطفی در شخصیت فرزندانمان به وجود خواهد آورد- البته نمیتوان گفت که خانه دارد بودن مادران این خلاء را پر میکند - بلکه مادرانی که در منزل با فرزندان خود ارتباط خوبی برقرار میسازند میتوانند این مقوله را به خوبی انجام دهند.

کاش هیچ مادری در خارج از خانه کارنکند...

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 13:20 |

چند سالیست از فعالیت شبکه استانی قزویم می گذرد. شنیده بودم اولین دفتر رادیو و تلویزیون ایران در شهر قزوین همین محل فعلی حوزه هنری است که سالهای پیش از انقلاب یک فرستنده رادیوئی در آن فعالیت مینموده است.پس از چند از سال از فعالیت این شبکه - هنوز کمی و کاستی های زیادی در آن وجود دارد. این شبکه هنوز نتوانسته است عوامل حرفه ای برنامه ساز را جذب نماید - شاید یکی از دلایل آن زیر ساختهای پیچیده آ» است که عده ای منحصرا تمامی شبکه را در حیطه خود در آورده اند - یادم میآید چند ماه پیش که سایت قزوین نت نظر سنجی برای استقبال از شبکه استانی گذاشته بود . شبکه قزوین جز کم بیننده ترین شبکه ها بین شهروندان استان بود. این شبکه گرچه هنوز نوپاست ولی انتظار میرفت در این سالها به پختگی برسد . که نرسید- این شبکه بیش از حد به موضوعات دولتی میپردازد و تمهای تکراری دارد. برنامه سازی تقلیدی و یا پخش سریالهای تکراری هنوز مفهوم و دلیل پخشش برای من روشن نشده است .

یکی دیگر از کاستی های این شبکه این است که به بیننده طوری وانمود مینماید که قزوین فقط یعنی قزوینی- قزوین فقط گویش راه ری و دباغان است - در صورتی که قزوین هند کوچک است و قومهای مختلفی ریشه دار در آن ساکن هستند .کردها-لرها-تاتها-ترکها-الموتی ها-حتی در منطقای در آبیک هندی ها دارای روستا هستند.

 هنوز کیفیت پخش آنچه دارند پر است از اشتباه - گاف های مجریان- تصاویر تلویزیونی پر از اشکال و ....

استان ما کمتر از استانهای دیگر نیست- مدیران استانی صدا و سیما باید کمی به فکرشان وسعت بدهند- و افراد حرفه ای  آن به کار بگیرند

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در سه شنبه هفتم آبان 1387 و ساعت 13:4 |

 بعضي چهره ها واقعن قابل تاملند يكي از اين چهرهاي ماندگار دكتر حسين فاطمي است .همان كه يكي از خيابانهاي معروف تهران الان هم به نام اوست.

ششم آبان 1333 محكمه تجديد نظر نظامي تهران حكم اعدام دكتر حسين فاطمي وزير امورخارجه دولت دكتر مصدق را تاييد كرد و اين حكم به اجرا در امد .دكتر فاطمي بارها صريحا و بابكار بردن واژه هايي تند از شاه و بستگان او انتقاد كرده بود و به همين جهت، شاه توصيه مشاهير و روحانيون اصفهان براي دادن تخفيف مجازات به او را نپذيرفته بود. انتقاد هاي دكتر فاطمي از شاه و نظام سلطنتي عمدتا در مقالات روزنامه باختر امروز منعكس مي شد كه ناشر آن دكتر فاطمي بود. وي كه مي دانست شاه كينه وي را به دل دارد از همان لحظه كودتا خود را پنهان كرده بود. دكتر فاطمي روز 28 مرداد در خانه دكتر مصدق بود و پس از آن كه خانه را در آستانه محاصره شدن كامل ديد ، در زير گلوله از آنجا خارج شده بود .

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 21:5 |
چند روز پيش در پارك الغدير در بازگاه سرپوشيده چشمم به اين تراكت خورد كه در پشت شيشه بوفه نصب شده بود:

البته اين متنها را در اكثر مكانهاي خصوصي ديگر ديده بودم - كه مثلان- رعايت حجاب اسلامي به دستور اداره اماكن الزاميست و يا جملات مشابه ديگر.

من نميدانم اين دستگاه عريض و طويل فرهنگي كشور كه شاخه هاي مختلفي همچون اداره اماكن- ستاد امر به معروف و نهي از منكر - ستاد فلان- مركز بمان و... دارد  چقدر كارشناس روابط عمومي دارد- و يا چقدر برنامه ريزي دارند.

هر جامعه‏ای دارای افكار، عقاید و باورهای خاصی است كه با توجه به آن، هم احساسات و علایق ویژه‏ای مورد پسند قرار می‏گیرد و هم رفتارهای خاصی مقبول شناخته می‏شود.  این قواعد و معیارها كه افكار و احساسات درست و قابل قبول و نیز رفتارهای مناسب و مورد انتظار را در هر شخص تعیین می‏كنند، "هنجارهای اجتماعی نام مي بريم  و تخلف از آن هنجارها را «انحراف اجتماعی»می گوئيم . دین نیز به عنوان نظامی كه از سوی خداوند در قالب كتاب و سنت نازل گردیده است، معیارها و هنجارهایی برای اندیشه، احساس و عمل دارد. و اين هنجارها بايد بصورت ريشه دار در نزد مردم رعايت شود .ولي سوال اينجاست  دين در نزد مديران فرهنگي ما به چه ابزاري تبديل شده است كه اينگونه بيان ميشود.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 19:54 |
فقط نپرسيد عكس رو  از كجاي شهرم گرفتم- خودتون بريد پيدا كنيد

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 17:45 |
روز دوازدهم آبانماه روز ايجاد قزوين بدست شاپور اول است - در هيچ جائي نديدم از شاپور بد نوشته باشند- - رسم است هميشه به موسسين احترام ميگذارند- بد نيست يك كوچه به نام شاپور در قزوين باشد- به نظر شما اين كار خوب نيست؟
+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 17:37 |

به مناسبت تعطيلات از آنجاكه خيلي اهل مسافرتهاي راه د ور نبوديم و نيستيم - به بوستان فدك رفتيم - بوستاني با وسعت ۱۴۰۰ هكتار كه تقريبان ۹۰ درص آن عملان هيچ نوع استفاده اي ندارد- درمورد آن ده درصد هم بايد گفت - سرويسهاي بهداشتي- يك رستوران - البته بدون استانداردهاي لازم كه به پيمانكار واگذار شده - تعدادي آلاچيق كه در محيطهاي نصب شده كه عملان نميتوان استفاده منطقي از آن نمود- چرا كه يا هميشه باد مي وزد

دو ساختمان حراست پارك - مقداري وسايل بازي غير استاندارد- تعدادي ويلا كه نمي دانم كدام مهمان بايد در آن سكني گزيند -

در يك قطعه هم چمن كاري شده است كه شايد بشود روي آن كمي نشست .

به نظر من اين پارك بيشتر به پاركهاي ملي افريقا شبيه است كه از حيوانات فقط گنجشكها در آن وجوددارند- كاش بجاي اين همه هزينه و ايجاد شبكه هاي آبرساني كه  نمیدانم با كدام منبع آبي ميخواهند اين همه وسعت را در آينده آبياري نمايند  باغهاي سنتي حاشيه شهر را حداقل در نوار حاشيه اي بين ولي عصر و فلكه غريبكش را به صورت پارك در مي آوردند تا از نابودي باغها جلوگيري نمايند.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 20:29 |
امروز قسمت شد به اتفاق خانواده به دیدن فیلم آواز گنجشکها در سینما بهمن بروم. یادم میاید اولین بار در فیلم تیر باران باچهره مجیدی آشنا شدم و بعدا فیلم بایکوت-(یادم میاید فیلم بایکوت را سه بار به سینما مهتاب رفتم و دیدم) فیلمهای بدوک - پدر-باران - رنگ خدا و بید مجنون مجیدی را دیده بودم.

فیلم اخری مجیدی با فیلمهای دیگرش یک تفاوتی  اساسی داشت - و اون چند لایه بودن مفاهیم ارایه شده بود - شاید بشود گفت یک فیلم فلسفی - یعنی باید برای هر سکانس و اتفاق معانی مشخصی در ذهن ایجاد شود.

یک موضوع همیشه در فیلمهای مجیدی برایم جالب بوده است - و آن اینکه فقر در فیلمهای  او همیشه حرف اول را میزند و لی این فقر برعکس فیلمهای دیگران نه زجر دهنده است و نه اثری از چاقو کش و لات و جاهل و قاچاقچی و حاشیه نشینی وجوددارد - فقر در فیلمهای مجیدی خیلی زیباست و کسانی که در این فقر زندگی میکنند بسیار راضیند. دو سکانس خیلی من را مجذوب کرد:

یکی جائی که کسی هزارتومان اضافه داد و کریم هزار تومان را پس نداد و بعدا برای خرید گوجه سبز دو هزار تومان داد و در مسیر خانه نیمی از آن ریخت - و این کنایه ای بود از اینکه حرام در زندگی کریم جائی نداشت

 دوم زمانی که یجچال را پس آورد و پس همه وسوسه های شیطانی  - بر عکس صاحب یخچال به او انعام داد و پیشنهاد کار هم به او نمود.

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 21:24 |

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما,,,

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 21:12 |

تا كنون چند بار از چهار اه نظام  وفا گذر نموده ايد و يا چند باز به تاكسي گفته ايد : نظام وفا. ولي تاكنون از خود پرسيده نظام وفا كيست - مثلان نظام وفا نظامي بوده - قزويني بوده - متولد خيابان سعدي بوده و يا چيز ديگر - ولي جالبتر اينست كه بدانيد كه نظام وفا اصلان قزويني نبود- و شايد قزوين هم نيامده باشد.

 زندگي نظام وفا را در ادامه مطلب گذارده ام . ولي يك سوال از اعضاي محترم شواري شهرم دارم - اگر رئيس شوراي شهر من - كنار خيابان براي سوار شدن به تاكسي بايستد و بخواهد مسيري را با تاكسي برود-( زبانم لال - دوستان ما در شورا انقدر بنده خدا ها براي رضاي خد اكار ميكنند كه حتي پول تاكسي هم ندارند)خلاصه اگر بايستند باري اين مسير كدام نام  را استفاده ميكنند:

ميگويند:سبزه ميدان   يا ميگويند :ميدان آزادي

ميگويند: سپه       يا ميگويندخيابان شهدا

ميگويند باغ دبير                يا ميگونيد خيابان آيت اله كاشاني

منظورم از اين گفتار اين است چرا فكري به حال اين نابساماني در نامگذاري خيابانهاي شهرنميشود- مردم دوست دارند اسم هاي خود را تكرار كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 21:59 |

يك ضرب المثل قديم قزويني است كه ميگويد – دستت را به زمين بزن و بلند شو- فكر بد نكنيد – منظور اين است كه اگر ميخواهي پولدار شوي تمام پولهايت را برو  زمين بخر !!!

 تب زمين خريدن تقريبان در تمامي خانواده هاي شهر من وجوددارد – اگر به اطراف شهر نگاهي بكني غير از قبرستان تقريبان تا بلنداي كوهها در معاملات ملكي مورد معامله قرار گرفته است – هيچ نقطه نيست كه از خريد آن چشم پوشي كنند . تقريبان تمامي كساني كه سرمايه اي هم دارند از راه خريد و فروش زمين و يا به پول خوردن زمين هايشان بوده است . البته مديران شهر من هيچ كدام اهل اين حرفها نيستند و اين بندگان خدا تقريبان به حالت رياضت زندگي مي كنند و به غير از چندين قسعه زمين مرغوب م ه از طرق مختلف خريداري نموده اند و جز اندوخته انان است ديگر زميني ندارند –

مردم هم تقريبان به حوالي زرشك هم نميتوانند فكر خريد بكنند- نجف آباد وثوق آباد- و چوبيندر-بيدستان و . كه ديگر دست نيافتني است

البته قطعان اين گراتن شدن مسكن بر ميگردد به مديريت كلان كشور – گرچه  دولت تواناي آقاي احمدي نژاد توانست با مديريت خود و يك برنامه مدون از بالا رفتن قيمت مسكن از 150 ميليون تومان جلوگيري نمايد!!!-.

امروز ديگر به جاي مسكن بايد به فكر مسكن(با ضمه روي ميم) بود. تا بشود از فشارهاي روحي و رواني روزمره كم كرد.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 21:31 |
. چگونه براي فرزند خود كتاب مي خوانيد؟ با صداي آهسته، با لحني گرم و دلنشين، با شور و حرارت يا …؟ به هر شيوه اي  كه براي كودك خود كتاب بخوانيد، مي توانيد بيش از پيش به او نزديك بشويد  و از كنار يكديگر بودن لذت ببريد. وقتي كه كودك از سنين پايين با كتابخواني آشنا شود، همراهي شما به او كمك مي كند كه به تدريج مهارت هاي فردي خود را گسترش داده و تكامل بخشد. ارزشمندترين دستاورد نيز علاقه مند شدن به كتاب است. آري من هم به همين نظريه اعتفاد دارم – كودكي دختر وقتي كه برايش كتاب ميخواندم – ديگه عادت شده بود و هر شب بايد با قصهاي كه برايش ميخواندم ميخوابيد و لي من يك مشكل داشتم.

آن مشكل از من نبود و از بازار بي برنامه كتاب كودك بود – كه هر كس دستي به نقاشي دارد با كمك يك نفر ديگر يك كتاب تهيه ميكند و به اسم  كتاب كودك به بازر روانه ميكند – من پدر هم كه براي خريد كتاب مراجعه ميكنم – از آنجا كه وقت بررسي كامل كتاب را ندارم با جذابيتهاي بصري جلد ان و علاقه كودكم به همين جذابيتها اقدام به خريد كتاب مينمايم – ولي در بار اول كه كتاب را در خانه ميخوانم اولين مشكل ها خود را پديدار ميكند. مشكل نبود يك مميز مناسب براي كتابهاي كودكان .كتابي كه براي كودكان نوشته و چاپ ميشود بايد به فراخور زبان و سن ان و كلماتي كه كودك با ان آشناست نوشته شود تا كودكي كه خود حتي قادر به خواندن كتاب نيست و پدر و يا مادر برايش كتاب را ميخواند از كلمات مفهومي رادرك كند، اين مقوله متاسفانه در بسياري از كتابهاي كودكان ناديده گرفته ميشود و نويسنده و يا شاعر براي جور كردن قافيه و يا جمله خود از كلماتي وزين استفاده مينمايد  كه شايد كودكان سالها بعد بايد در دبستان با ان آَشنا شوند.

امروز كتابي براي فرزند كوچكم كه متولد سال 84  است – خريدم – و اين كتاب در گروه سني ب كه تقريبان با همين سن سازكگار است بود ولي در زمان خواند در صفحه دوم به كلماتي رسيدم كه اصلان فراخور سن كودكم نبود.كلماتي مانند فيس و غرور- عشوه – كنايه باد آمد توي دماغش و خودخواهي چگونه بار يكودك من تفهيم شود.

الحمدالله وزارت بسيار عريض و طويل ارشاد هم كه متولي كتاب است در اين پرشاني بي تقصير است انشا...

ولي توصيه ميكنم اگر ميتوانيد حتمان براي كودكان خود كتاب را خصوصا در موقع خوابيدن بخوانيد حتي اگر شده مثل من يك كتاب را با تغيير داستان و في البداهه گوئي به دويست مدل بخوانيد!!!
+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 21:19 |
شهر من قزوین - شهر مردمی هاج و واج از شهر نشینی سردرگم.- بقیه شو خواهم نوشت
+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 20:4 |


Powered By
BLOGFA.COM