تبليغاتX
نیمه راه
ديشب  به نمايشگاه صنايع دستي ايران كه در محل نمايشگاههاي بين المللي قزوين برپا شده  است رفتم - اين هم گزارش تصويري که با دوربین خودم گرفتم:

این هم مجسمه شهریار در یکی از غرفه ها - که  خیلی طبیعی بود در مورد زندگی شهریار می گویند:

گفته می‌شود، شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که دو بیت آن در زیر آمده‌است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد‌ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

  • آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
  • بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا...
  • نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
  • دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

 

فرش دوازده میلیونی تمام ابریشم - برای فروش در نمایشگاه عرضه شده بود- باید منتظر بود ببینیم چه کسی آنرا خواهد خرید

من که نفهیمدم این غرفه با عنوانش چه نسبتی دارد- کاش غرفه دار با لباس محلی حضور داشت نه با تیشرت لاگوسته آنهم مشابهش

متین و باوقار - هنرمند کرمانی در غرفه خودش تنها نشسته بود-

تنها غرفه ای که غرفه دار با لباس محلی در غرفه حاضر شده بود غرفه  استان لرستان بود- کاش میشد ما هم مثل کشورهای هند و پاکستان به لباسهای بومی خود   میبالیدیم و آن را گسترش میدادیم حتی اگر از نظر مطابقت با شرع هم به منظر لباس های محلی ایران نگاه کنید خیلی پوشیده است -بعد از انقلاب تنها کار فرهنگی که در حوزه لباس کردیم حذف کراوات بود... وگرنه در قبل ازانقلاب هم چادر و مانتو روسری و مقنعه بود. شهر خرم آباد شهر زیبائی است خرم آباد شهری بوده است در خوزستان که شاپور ذوالاکتاف آنرا بنا کرد؛ (به نقل از شاهنامه)

زبهر اسیران یکی شهر کرد
جـهان را از آن بوم پربهر کرد
کـــجا خرم آباد بد نام شـهر
از آن بـوم خـرم کرا بود بهر

 

هيچ شخصيت تاريخي   تا كنون مثل ناصرالدين شاه  نتوانسته در ظروق چيني ما جا خوش بكند - علتش چيست نميدانم- قطعان اگر يكي پيدا بشود و مثلان عكس  امير كبير  را روي اين چيني ها بزنند كسي خواهد خريد؟!!! چالب اینجاست همیشه به بی کفایتی شاهان قاجار هم اعتراف میکنیم

 

غرفه عروسك سازي از زنجان .در حيرتم چگونه ميتوانند با محصولات چيني رقابت كنند... گر چه ساخت عروسک در ایران از ابتدا با سفال انجام میشد و بعدها در نمایشهای عروسکی محلی کاربرد پیدا کرد

عروسي دارا و سارا انهم به سبك لري

شرحي براي اين تصوير به ذهنم نرسيد غير " زيبائي هنر ايراني"

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 12:6 |
سریال ماجراهای پارک با شرکت کلیه شهروندان قزوینی در پارک الغدیر کلید خورد. این سریال با شرکت جمعی از شهروندان  که سابقه چندانی در بازی در سینما نداشتند آغاز شده است . در این سریال که بصورت کاملان رنگی آغاز گردیده است به منظور ثبت وقایع عادی شهروندان تهیه شده است ....شوخی کردم.....

   

((تصویر دوربینهای نصب شده در پارک الغدیر قزوین))

دیگر نه نیاز به یشگیری هست و نه نیاز به فرهنگ سازی و خیلی مسایل دیگه - .و جلوگیری از خیلی از نابهنجاریها . این روش متدی است برای پادگانی کردن پارکها...

البته خدا میدونه  شاید  در چند وقت دیگه بلوتوث سوتی های مردم در پارکها هم به بازار گرم بلوتوث بیاید.

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 8:16 |

                

مامون بارها خود در فرصتهاى گوناگون مى‏گفت: رضا(عليه السلام) دانشمندترين و عابدترين مردم روى زمين است. وى همچنين به رجاء بن ابى‏ضحاک گفته بود:


«. . . بلى اى پسر ابى‏ضحاک، او بهترين فرد روى زمين، دانشمندترين و عبادت پيشه‏ترين انسانهاست. . . »


مامون به سال 200 که بيش از سى و سه هزار تن از عباسيان را جمع کرده بود، در حضورشان گفت:


«. . . من در ميان فرزندان عباس و فرزندان على رضى الله عنهم بسى جستجو کردم ولى هيچيک از آنان را با فضيلت‏تر، پارساتر، متدينتر، شايسته‏تر و سزاوارتر به اين امر از على بن موسى الرضا نديدم  ».

امروز روز میلاد امام رضا ع است - جا دارد این روز را به همه شماتبریک بگویم.

چند روز پیش یکی از دوستانم به رسم معمول از مشهد برایم یک سوغاتی اورد که شاید برای من در نوع خودش تازگی داشت .

استان قدس رضوی نوعی عطر تولید کرده که طبق بروشور داخل جعبه آن انحصاری و فقط برای حرم رضوی ساخته شده در دو نوع مردانه و زنانه- حرکت جالبی است - هم بسته بندی شیکی داره و هم بوی مطبوعی - البته قیمتش را نپرسیدم...

                                                         

امیدوارم به حق امام رضا - یه معجزه ای بشود و این امام زاده حسین ما هم وضعیت مناسبی از نظر مدیریت پیدا کند.

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 7:47 |
نکته جالب اين اطلاعيه روابط عمومي محترم تامين اجتماعي استان قزوين در شماره ۱۳ آبانماه هفته نامه مادران و دختران  رو ببينيد- همه بازنشستگان را به ميخانه دعوت كرده است - البته نه برای بد مستی - بلکه برای بدست آوردن کارت سلامتی در عین هشیاری - گرچه با این وضعیت حقوقی بازنشستگان همه انها مستند و نیازی به می  و میخانه ندارند.... 

 انصافان اين يعني روابط عمومي كار بلد- كه اطلاعيه رابه بهترين نحو مينويسد!!!!

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 20:51 |

مردی به دربار خان زند می رود  و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان زند را ملاقات کند...سربازان مانع ورودش می شوند !خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند... مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد : چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟ مرد با درشتی می گوید: دزد ، همه  اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم ! خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟!مرد می گوید من خوابیده بودم!!!خان می گوید خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود و سرمشق آزادی خواهان می شود ...مرد می گوید :  من خوابیده بودم ، چون فکر می کردم تو بیداری...!خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند و در آخر می گوید : این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم... 

به نظر شما چرا من اين حكايت را درج كردم؟؟؟؟

 

 خیابان سعدی قزوین

شب گذشته مغازه متعلق به یکی از دوستان با شیوه جالبی مورد دستبرد قرار گرفته بود- روش کار اینطور بوده که بوسیله یک کابل و استفاده از خودروی نقلیه کرکره مغازه را پاره کرده بودند- تصور کنید چه شیوه جديد و بي مهابايي است در دزدي كردن  آنهم در یکی از خیابانهای مرکزی شهر من قزوین.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 21:10 |


Powered By
BLOGFA.COM