تبليغاتX
نیمه راه

اسفنديار رحيم مشايي" معاون رييس جمهوري و رييس سازمان ميراث فرهنگي،در صنايع دستي و گردشگري در اظهاراتي كه در دوران انقلاب اسلامي بي سابقه به شمار مي رود، از در نظر گرفتن روزي به نام " روز کوروش"‌ در تقويم ملي ايران دفاع كرد .

يكي از آدم‌هايي كه طي اين 3 سال ثابت كرده كه استعداد زيادي در زمينه‌هاي مختلف خبرسازي دارد، بدون شك اسفنديار رحيم مشايي است، كسي كه همراه رئيس جمهور منتخب مردم از شهرداري به دولت آمد و معاونت او را در زمينه ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري به عهده گرفت.

ولی شاید جالب باشد که بدانید بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي - چرا که یونانی ها کورش را سیروس میگفتند و این همان سیروسی است که قبل از انقلاب خیلی از خانواده ها نام پسرانشان را روی ان میگذاشتند) نام گذاري شده است .

 از ديرباز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است. 2547 سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 23:25 |

من عاشق آشپزیم - البته آشپزی که در ان آزادی عمل داشته باشم و بتوانم از تمام امکانات اشپزخانه استفاده کنم .

گرچه همسرم بشدت با این حرکت مخالف است و ان را نوعی بینظمی طبیعت مردانه !!!!  میداند ولی همیشه در زمانی که این فرصت به من داده شده  ( در غیاب همسرم) چنان مشتاقانه به طبخ غذای مورد علاقه ام میپردازم که دیگر زمان برایم معنی نمیدهد.

و زمانی لذت میبرم که دخترم بعد از چشیدن یک قاشق از غذای دست پخت بابا فقط بگوید :خوشمزه است  -  من دیگر در پوست خودم نمیگنجم.

زمانی که کوچک بودیم در ماه مبارک رمضان  آش عباسعلی زیاد میخوردیم (غذای کرمانشاهی بدلیل اینکه مادرم کرمانشاهی است ) .تاریخچه آش عباسعلی به ماه رمضان و حدود 200 سال پیش بازمی گردد. در آن روزگار آشپز متدین و ماهری نذر می کند که هر شب در مسجد به مردم آشی ویژه بدهد تا آنها روزه خود را با آن آش افطار کنند. این آش متشکل از گوشت، نخود، لوبیا، عدس، پوره گندم، سبزیجات معطر، روغن کرمانشاهی و ادویه جات است که مزه ای منحصر به فرد دارد . پس از آن سالها و ادای نذر آشپز که عباسعلی نام داشت این آش به نام وی در تاریخ کرمانشاه ثبت شده است.

از آنجایی که عباسعلی فردی متدین بوده مردم به تبرک و تیمم نام وی و نیز اقدام ارزنده وی در طول سالها پذیرایی از روزه داران به هنگام افطار در ماه مبارک رمضان این آش را طبخ می کنند و به خصوص در مهمانی های خود از آن بهره می گیرند.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 21:46 |

یکی از اثار تاریخی و یا مقبره بزرگان در قزوین مقبره امام احمد غزالی است . شاید شما پیشتر نام امام محمد   را شنیده باشید .  اما احمد برادر کوچکتر امام محمد غزالی است.

 

مجدالدین ابوالفتح احمد بن محمد غزالی یکی از فقهای بزرگ سدهٔ پنجم هجری در مذهب شافعی بود و متولد توس بود. وی برادر کوچکتر امام محمد غزالی بود و از سال ۴۸۸ تا ۴۹۸ هجری قمری در نظامیه بغداد به نیابت از برادرش که به سفری درازمدت رفته بود تدریس می‌کرد.

 آثاری که به او منسوبند عبارتند از:لباب‌الاحیا -الذخیره فی علم البصیره-  بحرالحقیقه-رساله‌العشقیه -سوانح‌العشاق-به جز این آثار پنج نامه به زبان فارسی نیز از او در دست است که به عین‌القضات همدانی عارف سرشناس نوشته بود.

عارف نامدار ایرانی امام احمد غزالی پس از سالها اقامت در قزوین به سال 520 هجری بدرود حیات گفت و در جوار آستانه مقدس شاهزاده حسین (ع) به خاک سپرده شد و آرامگاه وی در آن مکان تا پایان فرن دهم هجری زیارتگاه اهل طریقت بود. به دنبال سیاستهای شاه عباس اول در سختگیری علیه عرفا و فلاسفه و تخریب مرقد وی گروهی از مریدان بقایای جسد او را به محل فعلی در کوچه امام زاده اسماعیل منتقل کرده و آرامگاه جدیدی ساختند. این بنا پس از فراز و فرودهای بسیار و تخریب مجدد در زمان محمد شاه قاجار هم اکنون به نام مسجد احمدیه شناخته شده که توسط مسجدالاسلام قزوینی به سال 1328 هجری بنا گردیده است در کنار مقبره غزالی آرامگاه دیگری متعلق به سلطان سید محمد ولی مورخ ذیقعده 1035 هجری قرار دارد. مسجد حیدریه احتمالا" همان مسجدی است که حمدالله مستوفی و امام راضی آن را به نام جامع اصحاب ابو صنیفه خوانده اند. گچبری محراب و تزئینات مسجد از نظر طرح جزو بهترین و نفیس ترین نمونه های هنر گچبری ایران به شمار می رود. مقصوره مسجد حیدریه تنها قسمت به جای مانده از این مسجد با شکوه چهار ایوانی است که بعدها تخریب شده و قسمت های دیگری به آن الحاق شده است. گنبد رفیع مقصوره فرو ریخته و برای حفاظت از تزئینات آن سقفی شیروانی بر آن نمو ده اند

چند روز پیش در یکی از دوستانم که سن زیادی دارد را توفیقی شد در خیابان دیدم - از ایشان شنیدم که که خیری قرار است این ارامگاه را بازسازی و به نوعی بهسازی کند - ظاهران رقم مناسبی هم برای این امر اختصاص داده است .

من که خیلی خوشحال شدم - امیدوارم که در چند سال اینده این امر  صورت گیرد

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 8:53 |

وقتي پست قبلي رو مينوشتم - نميدونم چرا ناخوادگاه خيلي دلم خواست از همسر مهربانم هم چند سطري بنويسم - باور كنيد من از اون دسته مردهام  كه خيلي از اين جملات نمينويسم.. ولي  بد نيست بحق علي و فاطمه  دعا كنم  كه خداوند اين همسر مهربان منو حفط كنه - و هميشه سلامت و شاد نگهش داره- گرچه خيلي غر غر ميكنه و با نشستن من پاي رايانه مخالفه ولي چي كنم....

 تو اين ساعت فقط ميتوانم بخاطر داشتن چنين همسري خدا رو شكر كنم :

خدا رو شاکرم بخاطر داشتن همسری پاک، دلسوز، مهربان و صبور.

خدا رو شاکرم بخاطر زندگی آروم و شاد و سراسر خوشبختی و بچه هاي سالم كه تمام وجود من هستن.

خدا رو شاکرم بخاطر همه مهربونی هایی در حق من کرده و من لایقشون نبودم.

خدا رو شکر... 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 23:0 |

ازدواج كنيد، به هر وسيله‌ای كه می‌توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد!!!

يکی از انواع شراکت ، شراکت زن و مرد در زندگی است که به عقد ازدواج موسوم است. این شراکت از جهاتی با شراکت معمول بین افراد جامعه ، فرق دارد. مثلا دونفر شریک، از یکدیگر ارث نمی برند ولی زن و مردی که ازدواج دایم کرده اند از یکدیگر ارث می برند. جالبتر اینکه حصه زن از ماترک شوهر در قانون ما مشخص است و آن یک هشتم اعیانی و نقدینه و اموال منقول مرد است،

ازدواج كردن در تمامي جوامع دنيا متدوال و رايج است – عملا هيچ جامعه اي پيدا نميشود كه اين امر در ان نكوهش شده باشد

ازدواج كردن بنوعي باعث كامل شدن شخصيت مرد و زن ميشود – بدون ازدواج كردن شخصيت هر انساني ناقص است – در سايه ازدواج زندگي اجتماعي شگل ميگيرد و انسان به كمال ميرسد

اما....

تمام فوايد ازدواج در پرتو ازدواجي اگاهانه صورت ميگيرد و در اين راه رسيدن به مقصود قطعان با چشمان بسته به غير از افتادن تا ته دره نيستي راهي ديگر نميتواند داشته باشد. ازدواج در زمانه ما شايد از اين نظر داراي مشكلات فراواني است . رشد امار طلاق و جدائي زوجين در سالهاي اوليه تشكيل زندگي خود نشاندهنده نبود اطلاع كافي از هدف و بستر عاطفي مناسب خبر ميدهد.

زرق و برق زندگي هاي امروزي چشم برخي جوانان را مي زند و باعث شده دوام و قوام خانواده هاي تازه شكل گرفته در معرض تهديد قراربگيرد  و لاجرم با معضل "جدايي" زوجين جوان مواجه شويم.

ازدواجهاي بدون مطالعه و تحقيق كه بعضا بر اساس دوست داشتن هاي زودگذر و آني در جامعه اتفاق مي افتد، از استحكام كمتري برخوردار است و گاه شاهد طلاق هايي هستيم كه زوجين جوان بر اساس توافق، تصميم مي گيرند و هيچ توجهي به تبعات اين جدايي ها ندارند. به اطرافتان كه بنگريد به اين مسئله بيشتر پي ميبريد – خود من در چند سال اخير هر طلاقي كه ديده ام توافقي بوده است – طلاقي بدون دردسر ؟!!!!!!!.

دور زماني بود كه طلاق فقط مختص شهرهاي بزرگ بود و كمتر موردي از جدايي زوجين در مناطق روستايي و شهرهاي كوچك داشتيم، حتي يادم مي ايد بزرگترها ميگفتند خيلي ها بخاطر اينكه ريسك كمتري در زندگي كرده باشند از روستاها براي پسرانشان همسر اختيار ميكردند، اما امروزه اين معضل به سمت اين مناطق سرايت كرده و متاسفانه با افزايش آمار طلاق در روستاها مواجه هستيم و همين مسئله مي تواند هشداري باشد براي مسئولان امر كه نسبت به علل اين قبيل جدايي ها در نزد زوجين جوان، كنكاش و تامل بيشتري نمايند.

با همه اين تفاسير اگر ازدواج كرده ايد ،‌فراموش نكنيد كه :

دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 22:6 |

ساعت ۴ بعداز ظهر - قزوين خيابان مولوي - روبروي يك درب چوبي ايستاده ام - چندقدم انطرفتر چند مهمان شهرستاني من كخ با كلي دك و پز اينجا هستند تا من يكي از مكانهاي ديدني شهر ۷۰۰۰ ساله ام را نشان شان دهم- شهري كه قرار است طبق همت استاندار قبلي و ادامه دهندگان راهش جهاني شود- شهري كه طبق نظر مسئولينش هر چي در آن هست از بهترين و مديرانش دلسوز ترين و خلاصه از همه خوبيها در اين شهر هست و بقيه ماجرا...

زنگ نزدم و  به پاس احترام به گذشتگان -- تق تق تق .. پس از چند لحظه خانمي ميانسال با لباسي كه معمولان لباس خانه (البته انصافان با حجاب بود)و يك دمپايي جلو بسته - از انا كه قديمتر ها براي موال ميگذاشتند تا پا نجس نشود...عرض سلامي كردم و به استحضار رساندم كه همراهان اين حقير از اهالي شهري ديگر هستند كه بقصد تفرج (و صد البته ديدن بنده و خانواده) به قزوين امده  اند- مايلم حسينيه امينيها را به ايشان نشان دهم - ايشان پس از پايان كلام بنده - بي محابا فرمودند نفري ۵۰۰ تومان شده هااا!!!!. بنده هم كه فكر ميكردم اين روش خوش امد گوئي از اخرين متدهاي  استقبال از توريست داخلي است سريعان دست به جيب مبارك زدم و وقتي برگشتم ديدم اي دل غافل --  تعداد بسيار و حقير هم كه ..... به ناچار كمي پول از كيف همسر مكرمه قاپيدم و قدیم کردم . البته بلیط و این حرفها در کار نبود

وقتي داخل شدم درب حسينيه را ان بانوی محترم گشود وارد فضایی شدم که میتوانست هر گوشه اس تاریخی و تعریفی داشته باشد نه از راهنما خبری بود ونه از بروشور و سی دی و ......تنهامن بودم دوش ان بت بنده نواز...بگذريم .

                             

همیشه همه از طبقه همکف حسینیه عکس میاندازند من تصمیم کرفتم از زیر زمینش تصویر بگذارم

مانده بودم چي بگم- خلاصه هر انچه از قبل خوانده بودم از اين مكان گفتم - البته به ناچار چند جمله از خودم هم در وصف این مکان و تاریخش فی البداهه عرض نمودم  كه نميدانم مهمانان متوجه كذب بودن ان شدند يا نه؟

در برگشت یادم امد که ما جهانی شده ایم نباید در این گونه مسائل تنگ نظر باشیم . حسینیه امینیها که در جهانی شدن ما تاثیری ندارد . ما جهانی میشویم  البته اگر شهر را از نو بسازیم و روح شاهپور ذوالکتاف را احضار کنیم که اخه فلان فلان شده تو نمیتوانستی وقتی این کژوین ما را بنا کردی دو سه تا فرمانده لایق برای حکومتش منصوب میکردی. تا اینگونه از همان ابتدا تا کنون همیشه به مشکل نخوریم

                               

تصاویر زیر زمین حسینیه امینیها. در این حسینیه بسیاری از افراد تاریخی امده اند و رفته اند بطور مثال مجاهدین فاتح تهراندر انقلاب مشروطه اینجابیتوته کردند ولی حتی یک عکس در زیر زمین وجود نداشت که گذشته این حسینیه را نمایش دهد

این هم تعدادی از توریستهای داخلی که توسط بنده در راستای جذب توریست به قزوین دعوت شده اند . انصافان همه هزینه های این توریستها را بنده دادم ولی مسئولین من برای این توریستها چقدر ارزش قائلند. حتمان باید توریستها اروپائی باشند!!! جالب اینجاست وقتی یک گروه توریست اروپائی که شهروندان عادی ان کشور محسوب میگردند، به قزوین میایند. بالاترین مقامات استان به استقبالشان میروند و حتی در بعضی از موقع همانند ان گروه هلندی موزه چهلستون را به عنوان کمپینگ در اختیارشان میگذارند و صداو سیما مدام از ایشان تصویر و خبر تهیه میکند . جالب اینجاست که حداقل توریستهای من چندمزیت داشتند که انهانداشتند:مثلان  از مراکز قزوین خرید کردندولی خارجی ها خریدی نمیکنند و بقیه ....

 

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 0:21 |

  اين پست را سياسي نبينيد:

 من نه كارشناس مسائل سياسي ام و نه چيز ديگر - بلكه يك ايرانيم كه وقتي به گذشته طولاني كشورم ايران مينگرم - وسعتي به اندازه تمام منطقه اسياي ميانه و قفقاز و تا درياي مديترانه و حتي مصر ميبينم.

                                    

وسعت فرهنگي ان چه بسا از اين هم فراتر است .فرهنگ فارسي در سراسر دنيا به نوعي اثر گذار بوده است - كشور تاجيكستان سرزميني كه در تاريخهاي دور دست ايران ، مركز مهم سرزمين ايران بوده است - سامانيان در شمال تاجيكستان در سالهاي زيادي بر ايران حكومت كرده اند-

سه كشور در دنيا زبان رسمي انها فارسي است - ايران - افغانستان و تاجيكستان. ولی جالب است هنوز هیچ نوع فعالیت فرهنگی مشترک نداریم  کشورهای عربی حتی برای کوچکترین مشترکاتشان - انجمن و گروه و نشست ایجاد کرده اند . نویسندکانعرب - بازیگران عرب- رفتگران عرب- و هر چیز دیگر ولی ما ظاهران نمیتوانیم به هم جوش بخوریم .اعراب صدها شبکه ماهواره ای در دنیا ایجاد کرده اند - خوشبختانه شنیدم اقای امامعلی رحمان  پیشنهاد ایجاد شبکه فارسی زبان تلویزیونی مشترک  را داده است . البته باید منتظر بمانیم ببینیم برخورد مقامات کشورمان با این موضوع چگونه است . کاش میتوانستیم فرهنگ ایرانی را در همه عرصه های زندگیمان جاری تر کنیم - جشنهای باستانی که هیچ ضرری به دین و ائین نمیزند- لباس های ایرانی که میتوانبا کمی برنامه ریزی انرا رواج داد- موسیقی ایرانی و خیلی از چیزهای دیگر...

کاش میشد برای دانشجویان ایرانی در طول تحصیل برنامه ای فرهنگی با سفر به ان دیار ایجاد کرد.....

تاجيكستان با جذابيتهاي خودميتواند محلي براي گردش ما ايرانيها باشد - كاش ميشد توافقنامه ي  منعقد ميگشت تا ما بتوانيم به راحتي به تاجيكستان سفر كنيمودولت تسهيلاتي براي بازديد اط تاجيكستان ميگذاشت - چقدر جالب است وقتي شما به كشوري سفر كنيد كه همه انها مانند ما هستند- زبان-فرهنگ-تاريخ و پيشينه مشترك - .واقعان لذت بخش است ..

امامعلي رحمان رئيس کشور بقول تاجيكها سرور  دولت (انها به رئيس جمهور ميگويند سرور دولت)پارسي زبان و ايراني تبار تاجيکستان به  چند روز پيش به ايران امد رحمان در طول زمامداري خود تلاش بيمانندي را براي تکامل و پالايش زبان فارسي و رواج فرهنگ ايراني بعمل آورده که اصحاب نظر اين تلاش را ادامه راه سامانيان اعلام کرده اند. ايران، تاجيکستان و افغانستان سه بخش اصلي امپراتوري وسيع و توانمند پارسيان هستند که بيش از دو هزار سال عمر کرد.

راستي اگر ابوعلي سينا - رودكي و بسياري از مشاهيري  كه ما انها را ايراني ميدانيم  قصد سفر به تهران را داشتند بايد از پاسپورت تاجيكستاني استفاده مينمودند .....جالب است نه!!!!

 قطعه شعري از شاعر معروف تاجيكستان لايق شير علي پيدا  كردم - با هم بخوانيم: 


چو از نسل فریدون‌ایم
از یک ریشه، یک خون‌ایم
چو از خون سیاووش‌ایم
جاویدان در آغوش‌ایم
درفش کاویانی با ماست
فرّ آریانی با ماست

عطای فضل یزدانی
که با جمع و پریشانی
تپد با هم
تند با هم
دل تاجیک و ایرانی
به تاجیک و به ایرانی
محبت باد ارزانی
صداقت باد
نجابت باد
شهامت باد ارزانی!
چو از یک جام جم هستیم
از یک جام جم مستیم
اگر رستم سرافرازد
ز نو پرچم برافرازد
خراسان بزرگ ما!
خراسان سترگ ما!

عطای فظل یزدانی
که با جمع و پریشانی
تپد با هم
تند با هم
دل تاجیک و ایرانی
به تاجیک و به ایرانی
محبت باد ارزانی
صداقت باد
نجابت باد
شهامت باد ارزانی!

درباره تاجيكستان اطلاعاتي را در ادامه مطلب قرار داده ام اگر مايل بوديد بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 23:36 |

                                  

اينجا سقاخانه است. جايي كه خدا و ائمه را صدا مي زنند. خدا همه جا هست ، باقي  بهانه است. مردم در دل شهر، سر كوچه مسجد بلاغي ، جايي كه هر روز عبور مي كنندو دنبال كار و زندگي هستند به اينجا كه مي رسند، لحظه اي توقف . روشن كردن شمع و گره زدن يك تكه پارچه و هرروز به اينجا آمدن به انتظار بازشدن گره، اگر گره باز شود زيباترين لحظات را مي توان ديد.
شب هاي جمعه، مردم صف مي بندند. روزانه صدها نفر به اين سقاخانه كوچك مي آيند مي گويند، اينجا شفا مي ده.

اينجا شفا مي دهد» باور مي كنيد؟ مردم،  باور داشته اند و قديمي تر ها قفل هاي بي شمار آويزان به در اين  سقاخانه ها ميبسته اند . يك رف، يك تاقچه، تاقچه اي در سينه يك ديواربلند، تاقچه اي كه در ديوار خيابان ساخته شده و روزانه ميزبان صدها شمع است، شب ها نيز روشن است.  يك مسجد قديمي هم كنار يك سقاخانه. سورماكت روبروئي ش و  سقاخانه؛ تركيبي به ظاهر نامتجانس و نچسب. اينجا كنج مسجد بلاغي است . شعله هاي شمع مي لرزند. پنجره اين سقاخانه ديگر جاي بستن يك قفل كوچك را ندا چر اكه بعد از بازسازي پنجر ها را برداشتند تا مردم خرافاتي نباشند  گره در گره باريكه هاي پارچه، سبز ، سبز وسياه. اين گره ها بايد باز شوند، وقتي مادر اشك مي ريزد و زير لب باب الحوائج را صدا مي زند...

قطعان اين سقاخانه بالاي پنجاه سال عمر دارد - خداميداند چه كساني امدند در اين سقاخانه شمع روشن كردند و الان شمع وجودشان خاموش شده است - خدا ميداند  پسراني براي رسيدن به انكه دوستش دارند مرتب شمع روشن كرده اند و الان اثري از انان نيست - خدا ميداند چه مادراني براي فرزندانشان و يا براي از دست رفتن پدرانشان اشك ريختند - چه دختراني كه براي بخت شان دعا كردند ....

من فكر كنم تعداد سقاخانه هاي سطح شهر قزوين كه باقيمانده است به تعداد دو و يا سه عدد نرسد - اصلان ديگر كسي حاضر نيست حتي يك متر از زمين خود را وقف اين كارها كند - از مسجد سازي در قسمتهاي شمالي شهر مشخص است!!!

 

ديروز پنج شنبه كه به به قربستان قديمي قزوين رفته بودم جهت فاتحه اموات- روضه خواني در جلوي قبرستان بساط داشت و با بلندگو  ميخواند- از بس مردم بي توجهي ميكردند اين بيت را با صداي بلند خواند:

كرم داران عالم را دِرم نيست                     دِرم داران عالم را كرم نيست 

ضمنا از بابت كيفيت عكسها پوزش ميطلبم ، چرا كه اين عكسها را با دوربين موبايلم گرفتم و در ضمن ساعت ۱۱ شب بود....

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 13:34 |


Powered By
BLOGFA.COM