تبليغاتX
نیمه راه
مه دی رفت و بهمن هم ، بیاکه نو بهار آمد

زمین سر سبز و خرم شد،زمان لاله زار آمد

درختان بین که چون مستان،همه گیجند و سرجنبان

صبا برخواند افسونی،که گلشن بی قرار آمد

سمن را گفت نیلوفر،که پیچاپیچ من بنگر

چمن را گفت اشکوفه،که فضل کردگار آمد

بنفشه در رکوع آمد،چو سنبل در خشوع آمد

چو نرگس چشمکش میزد،که وقت اعتبار آمد

چه گفت آن بید سرجنبان،که از مستی سبک سر شد

چه دید آن سرو خوش قامت،که رفت و پایدار آمد

هزاران مرغ شیرین پر،نشسته بر سر منبر

ثنا و حمد می خوانند،که وقت انتشار آمد

چو گوید مرغ جان یا هو،بگوید فاخته کوکو

بگوید چون نبردی بو،نصیبت انتظار آمد

بفرمودند گلها را،که بنمایید دلها را

نشاید دل نهان کردن،چو  جلوِۀ یار غار آمد

چنار آورد رو در رز،که ای ساجد قیامی کن

جوابش داد کین سجده،مرا بی اختیار آمد

منم حامل از آن شربت،که بر مستان زند ضربت

مرا باطن چو نار آمد،ترا ظاهر چنار آمد

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 14:19 |


Powered By
BLOGFA.COM