امروز در روزنامه محلي ولايت تصوير قاتل سريالي زنان را البته طوري كه صورتش مشخص نبود ديدم . واقعيت اين است كه چندين روز است كه اين موضوع ذهن مرا به خود مشغول كرده است . كه چرا اينچنين شد.

به نظر من بايد متهم اين قتلها دقيقا مورد بررسي شخصيتي و رفتاري قرار بگيرد نه بخاطر اينكه معماهاي پليسي و يا پرونده قضايي كاملتر شود – چرا كه قطعان از همين الان حكم صادره دستگاه قضايي طبق قوانين مشخص است . بلكه براي اينكه تمامي رفتارهاي اينچنين و نابهنجار گاه ريشه در دوران کودکي فرد دارد. ممکن است قاتل سريالي قزوين در دوران کودکي با مادر ، دچار مشکل شده اما چون مجبور به تحمل او بوده، همواره از جنس مونث و هم تيپ مادر خود کينه به دل داشته و اين خصومت با تلنگري لبريز و منجر به قتل 4 زن شده است. او انگيزه اصلي اش را کينه از مادرش اعلام کرده است . ( اولین سوال در ذهنم نقش بسته این است که چرا اول مادر خودر را به قتل نرسانده )البته نميتوانم از نوع زندگي و تحصيلات قاتل بگذرم - معمولان پليس هم بخاطر اينكه خود را از نگاههاي موشكافانه به چنين رخدادهايي گريز بدهد سريعان سطح تحصيلات نامبرده را اعلام كرد( سوم راهنمايي) قطعان نميتوان بي تاثير دانست ولي ايا تمامي دلايل در اين مورد خلاصه شده است . پايين بودن سطح سواد، زندگي فرد را تحت تاثير قرار مي دهد و گاه موجب بروز سرخوردگي در شخص مي شودقطعان وقتي براي رسيدن به جايگاه دلخواه خود نرسيده در او اين تفكر ايجاد شده كه مادر مقصر اصلي است و بايد انتقام گرفت و به نوعي حقوق خود را از جامعه اخذ كند.
بررسي ابعاد مختلف شخصيتي مهين و امثال او را براي آگاهي مردم و انجام اقدامات پيشگيرانه بسيار مهم است ؛ بررسي درونيات افرادی اینچنینی و یا بقولی روانپريش ضروري است چرا که هيچ کس قاتل به دنيا نمي آيد و در واقع تحت شرايط و عوامل گوناگون است که در طول زمان آسيب هايي جدي و جبران ناپذير به شخصيت فرد وارد مي شود.
به نظر من بررسي اين نکته پرداخت که چرا فردي به سمت ارتکاب عملي غير انساني مثل قتل رفته است. با بررسي زندگي او و نمونه هاي مشابه حتي مي توان افرادي را که ممکن است در آينده دست به چنين اقداماتي بزنند شناسايي و از اقدامات نابهنجار آنان جلوگيري کرد.
در پايان دوست دارم يك توصيه به پدر و مادر هاي كودكاني كنم كه هم اكنون تحت تربيت ايشان هستند:
چند نكته را در تربيت كودكان به ياد داشته باشيم
1- هميشه با كودكانمان باشيم و از گفتمان با آنها استقبال كنيم
2- حداقل كمي در مسئله تربيت فرزندان مطالعه كنيم – چرا كه متاسفانه براي همه چيز برنامه داريم غير از اين مسئله – مثلان اگر كسي قرار باشد در موسسه اي استخدام شود دو ماه دوره آموزشي ميگذرانند ولي همسراني كه قصد بچه دار شدن را دارند دريغ ا ز نيم ساعت آگاهي و یا مطالعه کتابهای تربیتی
3- از مشاوره روانشناسان مجرب هم استفاده كنيم متاسفانه وقتي سرما ميخوريم سريع به پزشك مراجعه ميكنيم ولي در زماني كه به مشكلات رفتاري فرزندانمان بر ميخوريم مراجعه به مشاور را بد ميدانيم


