تبليغاتX
نیمه راه

 نوزدهم خرداد 1386  سالروز مردیست که قزوین را به جهانیان معرفی کرد.

                          

 دكتر پرويز ورجاوند نویسنده کتاب وزین تاریخ قزوین -انسانشناس و باستانشناس بنام در بامداد اين روز در تهران در 73 سالگي بر اثر مشكلات قلب فوت شد. دكتر ورجاوند تحصيلكرده سوربن فرانس بود

 او گفته بود كه يك آرزويش اين است كه ببيند ايرانيان در سراسر ايرانزمين، همانند گذشته دور در كنار هم باشند. ورجاوند در طول عمر همه توان خود را براي تحقق اين آرزو بكار برد. او وقتي مي شنيد و يا مي خواند كه انگليسي ها خليج فارس را با نامي ديگر خطاب مي كنند و يا ما خودمان ناآگاهانه شهر «اشك آباد» را «عشق آباد» تلفظ مي كنيم آتش مي گرفت.

 وي بود كه با نوشته هايش «تاريخ قزوين» را بر جهانيان روشن ساخت. ورجاوند به خاطر دستمزد كار نمي كرد. بسيار ديده شده بود كه بدون دريافت پول تدريس كرده، مقاله نوشته و درجلسات مشورتي شركت كرده بود. سازمان ملي محافظت از آثار باستاني، موسسات تحقيقات اجتماعي، مطبوعات و رسانه هاي ديگر از اندرزهاي تخصصي او برخوردار بودند. هرجا كه فرصت مي يافت به معرفي تاريخ و فرهنگ وطن مي پرداخت. در مجله هاي تخصصي متعدد درباره جغرافياي تاريخي ايران مطلب نوشت. از همه نوشته هايش بوي عشق به وطن و هموطنان استشمام مي شد. زحمات او در اكتشافات باستانشناسي هفت تپه، تخت سليمان، بيشاپور و محل رصدخانه مراغه همه و همه به خاطر وطن و اثبات عظمت ميراث گذشتگان به نسلهاي نوين بود.

کاش حداقل یک کتابخانه را در شهرمان به نامش میکردیم.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 18:5 |

در كشور ايران مسئله مهمي كه از ابتداي تاسيس نظام مقدس جمهوري اسلامي  مورد عنايت رهبري انقلاب بوده كه حتي مجلس قانون گذاري و در پيش نويسهاي آن بطور مرتب مسائل و عناويني چون حقوق ملت ، نقش مردم ، حقوق سياسي و اجتماعي مردم در تمامي حوزه هاي حكومتي مورد تاكيد قرار گرفته است .

مسئله رابطه حكومت و حقوق سياسي مردم مورد تاكيد نظام بوده و بارها امام خميني (رة)  و مقام معظم رهبري اين مورذد را تاكيد كرده ند كه مسائل  مربوط به حقوق ملت از جايگاه بالائي برخوردار ست .

 حالا كه در سومين دهه از انقلاب هستيم نهادينه شدن اصل حاكميت ملت در طول حاكميت خداوند و نميز نسبت منطقي با ولايت فقيه مطلقه و با طرح مدل جكومت داري ديني از سوي مقام معظم رهبري و  برجسته نمودن گزارهاي مردم سالاري ديني از سوي مردم سالاري ديني از سوي معظم لهو به موازات ان و به موازات آن وجود جريانات سياسي و اجتماعي همچنان راي و نظر مردم به عنوان تكيه گاه و رهاوردي ارزشمند مورد نظر حكومت اسلامي و حاكميت ان ميباشد. کيه گاه و رهاوردي ارزشمند مورد نظر حکومت اسلامي و حاکميت آن ميباشد.به وجود امدن تمامي گفتمان هاي سياسي در  سه دهه اخير در كشور خود گواهي است بر وجود دمكراسي ديني ، انتخابات مردم سالار .

با نظر بر نکات فوق و احراز منطقي و عقلي اصل وجوب حضور مردم در پاي صندوق هاي راي به عنوان يک ضرورت ملي ، پرواضح است که تحقق اين اصل در برابر خواسته هاي دشمنان نظام اسلامي به مثابه ي سدي مستحکم و مشتي بر دهان معاندين خواهد بود.

در نظام جمهوري اسلامي صدور گفتمان انقلاب اسلامي و گسترش مکتب اسلام و آموزه هاي حق طلبانه و آزادي خواهانه به عنوان خواسته اي اساسي مورد امعان نظر مسئولان و دولتمردان ايراني است که اين مهم جز با تقويت معيار انسجام ملي و نيز حضور حداکثري مردم در انتخابات و تبلور جهاني آن ميسر نميگردد.

 

لذا حضور مردم در انتخابات 1- موجب تقويت مدل مردم سالاري ديني وتعامل سازنده ي بين ملت و حاکميت 2- تقويت نقش مردم در اداره ي کشور 3- ايجاد وحدت و انسجام ملي در حوزه ي داخلي 4- شکست راهبردهاي انتخاباتي دشمنان نظام خواهد بود.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 15:18 |

به همه آنها كه اصولگرايي را به محاق احساس گرايي و جنجالگرايي و اصولتراشي برده بودند نشان دادي كه اصول تو نه احساسي اند نه جنجالي و نه ...
اصول تو همان اصول اصيل انساني و اسلامي است:
پايبندي به اخلاق حسنه اسلامي،
پايبندي به صداقت و شفافيت
پايبندي به برنامه و خرد گرايي
پايبندي به اصل عقلي مشورت
اعتبار بخشيدن به منتقدانت
و ...
 

سلام ساعت سه نصف شبه و از شوق مناظره امشب انقدر هيجان زده ام که خوابم نمیبرد. احمدي نژاد برخلاف دو مناظره قبلي،در ابتداي امر رفتاري با متانت و عاقلانه داشت.بحث کاملا کارشناسي پيش رفت.از ديدگاه من آقاي احمدي نژاد از دادن پاسخ صريح طفره ميرفت و با سياسيت خاص خودش براي فراموشي سوالات رضايي بعد از دادن پاسخ‌هاي کوتاه سريع يک مساله جنبي و متفرقه رو مطرح مي‌کرد.مثل قضيه تورم و آمارسازي خودش.

با سوالات رضايي کم کم احمدي نژاد به فطرتش برگشت! و روحيه تهاجمي رو شروع کرد! نقطه اوج مناظره دوجا بود.اول اونجايي که احمدي نژاد با لحن تمسخرآميز سوال کرد:
شما گفتين دوران جنگ مملکتو شما اداره مي‌کردين؟!

نقطه اوج دوم انتهاي مناظره بود.احمدي نژاد با آهنگ متهم کردن گونه(کلمه جديد!!!) خودش پرسيد:
شما قبلا گفتين که آمريکا يکسال ديگه به ايران حمله ميکنه بعدم گفتين که چون من گفتم حمله نکرد.آمريکا از 6ماه قبلش خبر ميده!چرا پشتوانه ملت و کشورو ناديده گرفتين . اما رضايي خيلي جالب گفت : اطلاعات بدست آمده از آمريکا قرار بود به ما حمله بشه اما با درايت رهبري و نيروهاي انتظامي اين مساله خنثي شد...اشکال آقاي احمدي نژاد اينه که خودشو متخصص همه چيز ميدونه...

نتيجه مناظره بدون شک به نفع رضايي رقم خورد.گرچه اينکه او آخر حرف ميزد هم در اين مسئله بي تاثير نبود اما مسئله مهمتر کنترل او بر اعصابش بود.او مثل دو کانديد قبلي اسير تاکتيک تهاجمي و به حاشيه بردن احمدي نژاد نشد و با لبخند و خنده‌هاي معنا دارش پاسخ سختي به اين رفتار احمدي نژاد داد.

رضايي باسياست عمل نمود. او مثل موسوي احمدي نژاد را دروغ گو خطاب نکرد (همش نگران وقت اضافه  ام   که قراره به احمدي نژاد بدن.) ولي با طعنه گفت که من نميخواهم از لفظ دروغگو استفاده کنم...اين يعني با سياست عمل کردن.

رضايي بجاي به جنجال کشاندن مناظره، برخلاف کروبي،بحث را کنترل نمود و اجازه نداد سوالات بي مورد احمدي نژاد او را از هدف اصليش منحرف کند.

رضايي هيچ توهيني به طرف مقابل نکرد ولي پاسخ‌هاي کارشناسانه و محکمي به حريف داد. گرچه رضايي طبق آمار راي پاييني دارد، گرچه رضايي سابقه مديريت کلان نداردف اما او با برنامه ترين نامزد است، اما او تنها کسي است که حتي احمدي نژاد هم به با برنامه بودنش اذعان کرد، اما او تنها کسي است که درايت لازم براي رياست جمهور را نشان داد
اما او با اخلاق ترين نامزد است، اما او در اين بداخلاقي‌هاي انتخاباتي،چه راي بياورد و چه راي نياورد، برنده انتخابات است،برنده اخلاق است،برنده انسانيت است،برنده صداقت است...

يادمان باشد که راي دادن براي ما مسئوليت ايجاد مي‌کند.يادمان باشد،وظيفه ما راي به نامزد اصلح است. اين که چون کسي راي ندارد به او راي ندهيم که رايمان نسوزد! يا بجاي نامزد اصلح به کس ديگري راي بدهيم که فلاني راي نياورد اصلا استدلال مناسبي نيست(حداقل براي دور اول).در اين صورت اصلا انتخابات و دموکراسي معني ندارد.وظيفه ما انتخاب بهترين است.

بياييم براي يکبار هم که شده تعصب و وابستگي های  حزبي  و احساسی را کنار بگذاريم و خودمان انتخاب کنيم!خودمان!خودمان!

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 3:2 |

چون اين برنامه ها بهترين برنامه هاي ارائه شده است

1- کاهش بیکاری از راه بهبود فضای کسب و کار و ارج نهادن به سرمایه‌گذار به عنوان نیروی مولد ملی
2- افزایش رفاه جامعه با کنترل تورم و حفظ قدرت خرید پول ملی
3- افزایش ظرفیت بنگاه‌های موفق و کارآفرین موجود و توسعه سرمایه‌گذاری‌های مولد برای افزایش اشتغال
4- تشویق سرمایه‌گذاری خارجی در ایران با هدف دسترسی به فناوری‌های جدید و بازارهای صادراتی
5- بازتعریف الگوی اقتصاد کشور از راه تغییر اقتصاد از الگوی منابع پایه به اقتصاد دانش پایه
6- توسعه پایدار از طریق تخصیص بهنیه منابع نفتی و مالیاتی
7- توسعه تجارت بین‌الملل و افزایش صادرات غیرنفتی در راستای دستیابی به مقام نخست اقتصادی منطقه
8- اصلاحات نهادهایی همچون استقلال بانک مرکزی، راه‌‌اندازی صندوق توسعه ملی، فعال کردن شورای عالی اقتصاد و احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور
9- ایجاد 9 فدرال اقتصادی با اختیارات تصمیم‌گیری و مدیریتی در مناطق جغرافیایی گوناگون کشور
10- ایجاد انضباط اقتصادی با کوچک‌سازی دولت و عملیاتی کردن نظام بودجه‌ریزی کشور
11- افزایش سهم بهره‌وری عوامل تولید در رشد اقتصادی، دست‌کم به اندازه 33 درصد رشد تولید ناخالص ملی.

آقای رضایی. مردم ما احساسی هستند. مردم ما با شنیدن یک "ایران آزاد" زاز دهان يك كانديدا با خود میگویند این کاندیدا بهترین است!
شما با وجود اینکه برنامه های متنوع و بسیار خوبی دارید، به دلیل صادقانه بیان کردن برنامه ها و عدم سوء استفاده از احساسات مردم، زياد مطرح نمي شويد.
به اعتقاد من و به تاييد همه تحصيل كرده ها و روشنفكرها، برخی از کلمات عجیب که فریب دهنده مردم است، در ادبیات ايشان دیده نمیشود. ادبيات ايشان افتخار آميز و به دور از فريبكاري است. ولي آيا مردم هم به اين مساله توجه مي كنند و قدر ايشان را مي دانند؟ شاید. من معتقدم اگر با مردم با زبان خودشان صحبت کنید، موفقیتشان حتمی باشد.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 21:59 |

در هياهوي انتخابات و مباحث انتخاباتي  يك موضوع بسيار مهم براي قزوين اتفاق افتاد و آن انتخاب شهردار براي شهر قزوين  بود.

 گر چه چند ماهي است كه مهندس نصرتي بعنوان سرپرست شهرداري انتخاب گرديده بودند ولي با انتخاب قطعي ايشان بعنوان شهردار قزوين قطعان ايشان با جديت بيشتري به انجام وظايف شهردار خواهد پرداخت.

از سال 1286 كه قانون بلديه به تصويب رسيد تا سال 1334 كه قانون شهرداري به تصويب مجلس رسيداز ان زمان قزوين شهرداران زيادي به خود ديده است .ولي شايد يكي از شاخصه هاي مهم آقاي نصرتي اشراف كامل ايشان به قوانين شهرداري ها ست و صد البته شايد يكي از مهمترين مشكلات شهرداران قبلي هم همين عدم شناخت از قوانين و يا شناخت ناكافي از قوانين بود.

من نميتوانم تمامي مشكلات را در كار اجرائي شهرداران ببينم چرا كه آنچه كه  وضعيت مديريت شهر را با اختلال مواجه كرده است تعدد مراكز تصميم گيري در مورد شهر است. در حال حاضر توزيع آب، برق و فرآورده هاي و خدمات ديگر  برعهده سازمان ها و ادارات دولتي است، مالكيت زمين هاي شهري در اختيار سازمان ملي زمين و مسكن است، مديريت ابنيه قديمي و باارزش برعهده سازمان هاي ميراث فرهنگي است و هيچ يك از سازمان ها و مديريت هاي مذكور خود را ملزم به هماهنگي با شورا و شهرداري نمي دانند و در نتيجه ناهماهنگي و تصميمات مغاير و موازي، هزينه هاي سنگيني را بر شهر  تحميل مي كنند. شايد بتوان نام  اين مشكل را گذاشت مديريت نامتمركز محلي . قطعان وقت بسيار زيادي از مديران شهرداري معطوف به هماهنگي  در راستاي همين روابط و خدمات ميگردد.

قطعان يكي از بهترين روشهاي مديريت شهري تمركز همين خدمات است . در تمام دنيا حتي در بعضي كشور ها پليس راهنمائي هم زير نظر شهرداري ها كا رميكنند ولي در ايران مسئله زمين هم از حوزه اختيارات شهرداري خارج است .

 معتقدم شهر هم مثل موجودي زنده هست كه بايد همه چيز در دست و اختيار يك مغز باشد  مسائلي از قبيل زمين، مسكن، آموزش و پرورش، ورزش، تفريح و رفاه، خدمات شهري و اقتصاد شهري بايد در حوزه يك مديريت واحد و هماهنگ اداره شود. گر چه ميدانم قطعان اين مهم در سالهاي نزديك ميسر نميشود.

ولي آنچه را كه ميتوان در مورد شهر قزوين گفت اين است كه قزوين هنوز به جايگاه واقعي خود نرسيده است و اين مسئله يكي از مهمترين خواستهاي مردم از شهردارشان ميباشد . قزوين با پتانسيلهاي فرهنگي و صنعتي و حتي دانشگاهي ميتواند يكي از شهر هاي شاخص در ايران تبديل شود .قطعان اگر شهردار جديد  بتواند از ورودش به مسائل غیر اصلی که  دست و پا گير و بدون  اولويت  است جلوگیری کند خواهد توانست با سابقه كاري و شناختي كه از مجموعه شهرداري دارد نسبت به اين مهم سربلند درآيد.

البته ميتوان به مهندس نصرتي يك پيشنهاد هم داد و اين است كه براي اينكه خود بكار هاي استراتژيك تر شهرداري بپردازد  يك معاونت و يا كميته هماهنگي ايجاد نمايد و اين واحد با وظيفه  امور مرتبط با مديران ديگر شهري عملان وقت هاي زيادي كه از شهردار گرفته ميشود را به نحوي كم نمايدو  با توجه به فرمايش مقام معظم رهبري درباره حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف، بايد فعاليت‌هاي موازي در شهرها حذف شود و از هزينه، انرژي و زمان‌هاي اضافي خودداري و در قالب يك انرژي و زمان فعاليت كرد.

+ نوشته شده توسط رامین نیک رهی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 6:59 |


Powered By
BLOGFA.COM